در این طبقهبندی، سعی شده است، اقلام صورت سود و زیان به تفکیک عملیاتی و غیرعملیاتی آورده شود، دلیل تفکیک فعالیتهای غیرعملیاتی از عملیاتی، شناسایی عملکرد واقعی شرکت است. در ادامه به توضیحات بیشتری از تفاوت این دو بخش میپردازیم:
درآمد عملیاتی و درآمد غیر عملیاتی
مشاوره رایگان
برای دریافت مشاوره در مورد چگونگی عضویت در صندوق و شرایط سبد های مختلف کافیست عدد 2 را به سامانه زیر پیامک کنید.
- 02191004770
- [email protected]
- تهران، خیابان بهشتی، پلاک 436، طبقه 4، واحد 15
خانه / سرمایه گذاری و بورس / سود عملیاتی و غیر عملیاتی چیست؟
سود عملیاتی و غیر عملیاتی چیست؟
برای هر شخصی هدف از سرمایه گذاری در هر بازاری کسب سود می باشد پس سود و زیان یکی از مهمترین مفاهیمی می باشد که سهامداران در فعالیتهای اقتصادی و سرمایه گذاری خود باید با آن آشنا باشند. بر همین اساس افراد باید با انواع سود و مفاهیم آنها آشنا شوند.
این مقاله را برای اینکه بدانید سود عملیاتی و غیر عملیاتی چیست؟ و این دو چه تفاوتی با هم دارند مطالعه نمایید.
منظور از سود عملیاتی و غیر عملیاتی چیست؟
برای اینکه یک سرمایه گذاری سودمند داشته باشید باید پیش از هر کاری به بررسی بازار مورد نظر و عوامل تاثیر گذار بر رشد آن را مورد بررسی قرار دهید و برای انجام این کار باید به برخی اصطلاحات مربوط به آن آشنا باشید در ادامه این مطلب به تعریف برخی از این اصطلاحات همچون سود عملیاتی و سود غیر عملیاتی می پردازیم.
سود عملیاتی چیست؟
سود عملیاتی میزان سوددهی عملیاتی یک واحد تجاری را تعیین می نماید. سود عملیاتی بیانگر باقیمانده سود پس از محاسبه همه هزینههای عملیاتی مربوط به واحد تجاری می باشد و علاوه بر بهای تمامشده کالای فروش رفته، هزینههای عمومی، اداری و هزینههایی مانند بیمه و اجاره، حملونقل و کرایه در محاسبه سود عملیاتی در نظر گرفته خواهد شد و بطور کلی همه هزینههایی که برای حفظ فعالیت واحد تجاری ضروری هستند، حتما باید در محاسبه سود عملیاتی در نظر گرفته شوند.
سود عملیاتی همانند سود ناخالص در بردارنده بهرههای پرداختی بابت درآمد ناشی از سرمایهگذاریها، مالیات و بدهیها نمیشود. سود عملیاتی قابلیت سوددهی عملیاتی یک واحد تجاری را مشخص میکند.
گفتنی است همه درآمدهایی که شرکتها از طریق انجام عملیات اصلی خود کسب میکنند، درآمدهای عملیاتی شرکت محسوب میشود. همچنین همه هزینههایی که در فرایند این درآمدهای عملیاتی ایجاد شوند، جزء هزینههای عملیاتی شرکت هستند.
همه درآمدهایی که شرکتها به واسطه انجام عملیات اصلی خود کسب کند، درآمدهای عملیاتی شرکت و همه هزینههایی که در پروسه این درآمدهای عملیاتی ایجاد می شوند، جزء هزینههای عملیاتی شرکت هستند و از اختلاف بین درآمدهای عملیاتی و هزینههای عملیاتی شرکت سود عملیاتی به دست می آید. در ادامه با یک مثال سود عملیاتی رو توضیح می دهیم.
بطور مثال درآمد کسب شده از محل فروش اتومبیل برای یک شرکت اتومبیل سازی مانند ایران خودرو یک درآمد عملیاتی است اما درآمد حاصل از فروش یک ساختمان متعلق به شرکت ایران خودرو، یک درآمد عملیاتی نیست.
سود غیرعملیاتی چیست؟
سود غیرعملیاتی برخلاف سود عملیاتی ناشی از فعالیتهای غیرمرتبط با موضوع اصلی شرکت می باشد. سود غیرعملیاتی معمولا مربوط به سود حاصل از سرمایهگذاریها و سهام، سود حاصل از فروش داراییهای غیرمنقول، سود حاصل از اوراق مشارکت و… است که امکان دارد قسمتی از آن سود غیر مستمر باشد.
برای تعیین و محاسبه سود غیر عملیاتی و غیر مستمر که ناشی از فروش داراییهای غیرمنقول هم می باشد باید درآمد حاصل از فروش دارایی ذکر شده را از بهای تمام شده تاریخی آن کم کرده تا سود غیرعملیاتی آن بدست بیاید.
یک مثال برای سود غیرعملیاتی
به طور مثال شرکت پتروشیمی شازند اراک با نماد شاراک محصولات شیمیایی زیر را تولید میکند که چند محصول شیمیایی آن بصورت زیر است.
- پلی اتیلن سبک خطی
- اتیلن گلایکول
- پلی پروپیلن
- هیدروکربور A80
- پلی اتیلن سنگین
- پلی بوتاداین
- دو اتیل هگزانول
همه محصولات نام برده شده بعد از اینکه به فروش برسند برای شاراک درآمد عملیاتی و سپس سود عملیاتی به وجود می آورند.
اما در کنار فروش این محصولات فکر کنید که شاراک در حسابهای بانکی کوتاهمدت خود مقداری پول نقد دارد که هر ماه مقداری از بانک سود دبه دست می آورد که این سودِ حاصل از پول نقد سپرده گذاری شده در بانک سود غیر عملیاتی محسوب می شود.
و این دو سود کسب شده در دو حساب مختلف با نام سود عملیاتی و سود غیر عملیاتی درج میشوند به این صورت که سود فروش محصولات در حساب سود عملیاتی و سود بانکی در حساب سود غیر عملیاتی منظور می گردد.
تفاوت سود عملیاتی و غیر عملیاتی در چیست؟
سود غیر عملیاتی ناشی از فعالیتهای غیرمرتبط با موضوع اصلی شرکت ، مانند سود حاصل از سرمایهگذاریها و خرید و فروش سهام، سود حاصل از فروش داراییهای غیرمنقول، سود حاصل از اوراق مشارکت و… می باشد اما سود عملیاتی مربوط به فعالیت های مرتبط با موضوع اصلی شرکت می باشد.
نحوه محاسبه اختلاف بین سود عملیاتی و سود غیر عملیاتی در شرکت های مختلف اهمیت بسیار زیادی دارد. از مهم ترین مسائل که باید به آن توجه شود مسائل مالی آن شرکت می باشد.
در این زمینه مدیران مالی می توانند تاثیر بسزایی در انجام درست خرج و مخارج ها و همچنین حسابرسی درست داشته باشند که این امر نیاز به دقت و تخصص بالایی دارد.
مدیران می توانند در نتیجه کسب آموزش های تخصصی لازم در زمینه انواع محاسبات مالی و تکنیک های کاربردی از طریق کارشناسانی مجرب موفقیت های لازم را در این زمینه کسب نموده و در نتیجه به بهترین شکل مدیریت خود را به انجام رسانند.
هدف از انتشار این مقاله تعریف و بررسی سود عملیاتی و سود غیر عملیاتی و آشنایی سرمایه گذاران با تفاوت میان این دو می باشد. امیدواریم از مطالعه آن رضایت خاطر داشته باشید.
Compatible data.
Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipis scing elit, sed do eiusmod tempor incididunt ut labore et dolore magna aliqua.
enim ad minim veniam quis nostrud exercita ullamco laboris nisi ut aliquip ex ea commodo consequat.
- Pina & Associates Insurance
- Payment at Contingency
- Amount of Payment
Two Most-Cited Reason
Consectetur adipiscing elit, sed do eiusmod tempor incididunt ut labore dolore magna aliqua. enim ad minim veniam, quis nostrud exercitation ullamco laboris nisi ut aliquip ex commodo consequat. duis aute irure dolor in reprehenderit in voluptate.
درآمد غیر عملیاتی
درآمد غیر عملیاتی به بخشی از درآمد شرکت گفته می شود که به دلیل فعالیت های اصلی بنگاه اقتصادی مذکور، تکرارپذیر نمی باشد و در بازه های بلندمدت و به صورت مرتب قابل تحقق نیست. این نوع درآمد انواع مختلفی دارد؛ به عنوان مثال، درآمد سرمایه گذاری، سود یا زیان حاصل از ارز، فروش دارایی ها، بازپرداخت دارایی ها، درآمد بهره و. همگی نمونه هایی از اقلام درآمد غیر عملیاتی هستند. برخی از اقلام درآمد غیر عملیاتی دوره ای هستند؛ به عنوان مثال، درآمد حاصل از سود سهام به شکل دوره ای است. در طرف مقابل، برخی از اقلام درآمد غیر عملیاتی را می توان به صورت تکرارناپذیر در نظر گرفت؛ به عنوان مثال، درآمد حاصل از فروش دارایی ها غیرتکراری هستند.
به دلیل اهمیت این نوع درآمد در صورت های مالی و تاثیر آن ها در تحلیل بنیادی و سودسازی شرکت های فعال در بازار سرمایه، در ادامه مقاله به بررسی این مفهوم می پردازیم.
درآمد عملیاتی و درآمد غیر عملیاتی
درآمد یک شرکت را می توان به دو دسته عملیاتی و غیر عملیاتی طبقه بندی کرد. درآمد عملیاتی به عنوان درآمد قبل از بهره و مالیات و با نام «EBIT» نیز شناخته می شود. این درآمد حاصل از فعالیت های اصلی شرکت است. این موضوع، عملکرد شرکت را در کارهای روزمره تکرار شده نشان می دهد. در طرف مقابل، درآمد غیر عملیاتی شامل سود و زیان (هزینه) حاصل از فعالیت های دیگر یا عواملی است که به عملیات اصلی آن ارتباطی ندارند.
به عنوان مثال، حوزه اصلی فعالیت یک شرکت، تولید مواد پتروشیمی است؛ این شرکت بخشی از سود بدست آمده ناشی از فعالیت های تولیدی خود را در بازار سهام سرمایه گذاری می کند؛ در اینجا، درآمد حاصل از فعالیت های تولیدی به عنوان درآمد عملیاتی و درآمدی که ناشی از سرمایه گذاری در بازار سهام بوده است را به عنوان درآمد غیر عملیاتی در نظر می گیرند.
درآمد عملیاتی و غیرعملیاتی چگونه محاسبه می شود؟
درآمد عملیاتی و غیر عملیاتی یک شرکت در صورت های مالی آن را می توان به شکل های مختلف محاسبه کرد. به عنوان مثال، درآمد عملیاتی با کسر هزینه کالاهای فروخته شده و کلیه هزینه های عملیاتی از درآمد فروش شرکت محاسبه می شود. در واقع هزینه های عملیاتی، هزینه های انجام شده برای اجرای عملیات اصلی آن است. به عنوان مثال می توان به استهلاک، هزینه های تحقیق و توسعه و. اشاره کرد.
با اضافه کردن درآمد غیر عملیاتی به درآمد عملیاتی، درآمد شرکت قبل از مالیات قابل محاسبه است. اگر کل سودهای غیر عملیاتی بیشتر از ضررهای غیر عملیاتی باشد، شرکت درآمد مثبت غیر عملیاتی خود را گزارش می دهد. اگر ضررهای غیرعملیاتی از کل سود بیشتر باشد، شرکت به یک درآمد منفی غیر عملیاتی (ضرر) پی می برد.
نکته: درآمد عملیاتی در حال تکرار است و به احتمال زیاد همراه با گسترش شرکت رشد می کند. در مقایسه با درآمد غیر عملیاتی، درآمد عملیاتی اطلاعات بیشتری در مورد اصول و پتانسیل رشد شرکت فراهم می کند.
شرکتی که عملکرد بهتری داشته است و بیشترین درآمد خود را از طریق فعالیت های اصلی کسب و کار خود بدست می آورد، مطلوب تر از شرکتی است که بیشتر درآمد خود را از فعالیت های غیر عملیاتی کسب می کند. تشخیص توانایی شرکت برای کسب سود از تجارت اصلی آن و سود حاصل از سایر فعالیت ها یا عوامل برای ارزیابی عملکرد واقعی آن ضروری است.
یک صورت سود چند مرحله ای می تواند سلامت مالی یک شرکت را بهتر از یک صورت سود یک مرحله ای نشان دهد؛ چراکه صورت سود یک مرحله ای، درآمد و هزینه ها را در دسته های عملیاتی و غیر عملیاتی طبقه بندی نمی کند.
در واقع، درآمد غیر عملیاتی بخشی از درآمد یک سازمان است که از فعالیت هایی حاصل می شود که به عملیات اصلی آن مربوط نیست. این درآمد می تواند شامل مواردی مانند درآمد سود سهام، سود یا زیان حاصل از سرمایه گذاری ها و همچنین سود یا زیان حاصل از ارز و کاهش ارزش دارایی باشد. درآمد غیر عملیاتی به عنوان درآمد اتفاقی یا محیطی نیز شناخته می شود.
درک مفهوم درآمد غیر عملیاتی
درآمد یک شرکت معمولا به عنوان مهمترین بخش صورت های مالی شناخته می شود؛ چراکه در مقایسه با برآورد تحلیلگر و راهنمایی های شرکت سودآوری را نشان می دهد. مسئله این است که سود در یک دوره حسابداری می تواند از طریق مواردی بدست بیاید که هیچ ربطی به فعالیت اصلی شرکت ندارد. به عنوان مثال، مواردی وجود دارد که یک شرکت درآمد قابل توجه و یکباره از سرمایه گذاری در اوراق بهادار، فروش یک شرکت تابعه کاملاً متعلق به خود یا فروش یک قطعه بزرگ تجهیزات، املاک یا زمین بدست می آورد. این نوع سود، علاوه بر درآمد حاصل از رویدادهای مکرر خارج از خط اصلی کار، می تواند درآمد شرکت را به میزان قابل توجهی تغییر دهد و اندازه گیری میزان واقعی عملکرد شرکت در دوره گزارش شده را برای سرمایه گذاران دشوار کند.
درآمد عملیاتی در مقابل درآمد غیر عملیاتی
توجه داشته باشید که مهمترین اصل برای تشخیص درآمد عملیاتی و غیر عملیاتی، تکرارپذیر بودن آن است؛ در واقع، اگر یک شرکت بتواند در بازه های زمانی بلندمدت و به میزان مشخص درآمد داشته باشد، آن را به عنوان درآمد عملیاتی در نظر می گیرند. اما اگر این بنگاه اقتصادی نتواند در بازه های زمانی مختلف درآمد بدست آمده را تکرار کند، به عنوان درآمد غیر عملیاتی محسوب می شود.
تمایز اینکه چه عوایدی از فعالیت های روزمره کسب شده و چه عوایدی از سایر راه ها بدست می آید، برای ارزیابی عملکرد واقعی شرکت مهم است. به همین دلیل شرکت ها موظفند درآمد غیر عملیاتی خود را جدا از درآمد عملیاتی افشا کنند.
درآمد عملیاتی یک رقم حسابداری است که پس از کسر هزینه های عملیاتی مانند دستمزد، استهلاک و هزینه کالاهای فروخته شده COGS، میزان سود حاصل از فعالیت های تجاری را اندازه گیری می کند. به طور خلاصه، اطلاعاتی را در مورد میزان درآمد حاصل از فعالیت های عادی و مداوم شرکت به سود علاقه مندان ارائه می کند.
نکته: درآمد عملیاتی در صورت سود و زیان ثبت می شود. در انتهای صورت سود و زیان، در زیر خط درآمد عملیاتی، درآمد غیر عملیاتی باید ظاهر شود؛ این موضوع به سرمایه گذاران کمک می کند تا بین این دو تمایز قائل شوند و تشخیص دهند که درآمد از کجا حاصل می شود.
درآمد غیر عملیاتی شامل چه مواردی می شود؟
این نوع درآمد انواع مختلفی دارد که از جمله آن ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:
- درآمد حاصل از سود سهام
- سود و زیان حاصل از سرمایه گذاری ها
- سود و زیان حاصل از فروش دارایی
- خسارات ناشی از کاهش ارزش دارایی، بازپرداخت، کاهش ارزش پول و تجدید ساختار
- سود و زیان معاملات ارزی
- سود و زیان ناشی از عملیات متوقف شده
- ضرر و زیان دادرسی
- تغییر در اصول حسابداری
- خسارات بیمه نشده در اثر بلایای طبیعی
- و.
اقلام غیر عامل موجود در صورت سود چیست؟
صورت سود و زیان یک کسب و کار که به طور معمول یک دوره زمانی، مانند یک چهارم یا یک سال را پوشش می دهد، تصویری از سلامت مالی شرکت ارائه می دهد. در واقع، صورت سود و زیان خلاصه درآمد و هزینه های کسب و کار است. صورت مالی اطلاعات مهمی در مورد سودآوری در اختیار بانک، سرمایه گذار یا خریدار بالقوه قرار می دهد.
نکته: هنگام تهیه صورت سود و زیان شرکت، باید اثرات اجزای سازنده و غیر عامل را در نظر بگیرید.
درآمد غیر عملیاتی به طور جداگانه در صورت سود و زیان بررسی می شود. درآمد غیر عملیاتی غالباً پس از جمع کل درآمد حاصل از عملیات در صورت سود و زیان گزارش می شود و اغلب با عنوان درآمد دیگر ظاهر می شود. هنگامی که صورت های درآمد برای فعالیت های روزمره کسب و کار یا برای مدت کوتاهی تهیه می شود، درآمد غیر عملیاتی ممکن است به طور کامل حذف شود.
چه چیزی در درآمد عملیاتی لحاظ نمی شود؟
درآمد عملیاتی، سود کسب و کار پس از کسر هزینه های عملیاتی است. این به درآمد و هزینه های حاصل از تجارت اصلی شرکت اشاره دارد و شامل هزینه های فروش، عمومی و اداری است و درآمد عملیاتی موارد غیر عملیاتی مانند سرمایه گذاری در مشاغل دیگر، مالیات و پرداخت سود را شامل نمی شود.
بعضی اوقات، مشاغل با استفاده از هزینه های غیر عملیاتی نتایج عملیاتی ضعیف خود را پنهان می کنند. این باعث افزایش حاشیه سود آشکار می شود. به همین ترتیب، افزودن هزینه هایی که واجد شرایط غیر عملیاتی هستند، ممکن است حاشیه سود را کاهش دهد. به همین دلیل رایج ترین رویکرد حسابداری حذف درآمد غیر عملیاتی از صورت های سود و زیان است. شرکت هایی که سطح بالاتری از درآمد غیر عملیاتی خود دارند از نظر درآمد کیفیت پایین تری دارند.
هزینه های غیر عملیاتی چیست؟
هزینه های غیرعملیاتی معمولاً هزینه ای است که شرکت برای انجام برخی تعهدات پولی متحمل می شود. غیر از این، گفته می شود که این هزینه ها هنگام تعیین سود خالص یک شرکت در هر دوره معین، نقشی حیاتی دارند. اساساً، معنی هزینه های غیر عملیاتی را می توان به عنوان هزینه هایی توضیح داد که مربوط به عملیات اصلی شرکت نیستند و در صورت سود و زیان ثبت می شوند. به طور معمول، می توان این هزینه ها را از سود عملیاتی یک شرکت کسر کرد تا درآمد بالقوه آن را بدست آورد.
در واقع، چنین هزینه هایی به عنوان هزینه های جانبی شناخته می شوند و معمولاً شامل هزینه های تکراری مانند پرداخت سود، هزینه مبادله ارز و غیره می شوند. با این وجود، هزینه های غیرعملیاتی اغلب شامل هزینه هایی می شود که از نظر وقایع تا حدودی غیر معمول و نامنظم هستند. به عنوان مثال، هزینه های انجام شده در جریان بازسازی یا سازماندهی مجدد، هزینه های موجود در انبار منسوخ شده و. اغلب به عنوان هزینه های غیر عملیاتی تلقی می شوند.
لازم به ذکر است که ثبت هزینه های غیر عملیاتی به طور جداگانه برای ذینفعان و سرمایه گذاران بالقوه مفید است. به آن ها کمک می کند تا تصویری واضح و دقیق از تعهدات مالی شرکت بدست آورند و به برآورد سود بالقوه کمک می کند.
نمونه هایی از هزینه های غیر عملیاتی
با توجه به نوع صنعت، یک شرکت ممکن است چندین نوع هزینه غیر عملیاتی متحمل شود. در اینجا برخی از متداول ترین مثال های هزینه های غیر عملیاتی آورده شده است:
- هزینه بهره
- هزینه های موجودی منسوخ
- هزینه مشتقات
- هزینه بازسازی
- ضرر در تصرف دارایی ها
- خسارات ناشی از آتش سوزی
- هزینه شناور
- هزینه های حل و فصل دعوا
- یادداشت مطالبات دریافتی یا موجودی کالا
- نوشتن دارایی های نامشهود
- مصادره اموال
- اصول حسابداری تغییر یافته
- تخفیف در انتشار سهام و اوراق بدهی
- استهلاک هزینه های اولیه
صرف نظر از این موضوع، برای درک مولفه های هزینه های غیرعملیاتی و میزان موفقیت آن ها، افراد باید با موارد استثنا نیز آشنا شوند. به عبارت ساده تر، هزینه های ناشی از فعالیت های اصلی در لیست هزینه های غیر عملیاتی لحاظ نمی شوند.
محاسبه هزینه های غیر عملیاتی
صرفاً با مراجعه به صورت های مالی یک شرکت می توان به راحتی هزینه های غیر عملیاتی یک شرکت را محاسبه کرد. همانطور که گفته شد، چنین هزینه هایی در صورت سود و زیان شرکت ثبت می شود و ایده متمایزی در مورد هزینه های ناشی از فعالیت های دیگر غیر از عملیات اصلی ارائه می دهد.
اهمیت هزینه های غیر عملیاتی
سوالی که پیش می آید این است که کاربرد هزینه های عملیاتی به چه صورت است و چه اهمیتی دارد؟ در ادامه به معرفی برخی از مزایای هزینه های غیرعملیاتی می پردازیم. توجه داشته باشید قبل از اینکه با نقش اساسی هزینه های غیر عملیاتی آشنا شوید، باید از مزایای گزارش دقیق همان موارد نیز آگاه شوید.
- با اعلام هزینه های غیر عملیاتی در صورت های مالی، صاحبان مشاغل از این طریق سود می برند.
- ایجاد پیوند اعتماد با ذینفعان موجود و بالقوه از طریق معاملات شفاف.
- اعلام هزینه های غیر عملیاتی مانند: مزایای کارکنان، پاداش، سود وام و. به اعتبار مالی شرکت افزوده است.
- درج هزینه های غیر عملیاتی در صورت سود و زیان شرکت به صاحبان مشاغل اجازه می دهد تا گزارش مالی دقیق و شفاف تری تهیه کنند. به نوبه خود، به آن ها کمک خواهد کرد تا درآمد آینده را به دلایل عملی پیش بینی کنند.
- هزینه های غیر عملیاتی در تجزیه و تحلیل عملکرد یک شرکت مفید هستند و همچنین به برآورد سود بالقوه آن کمک می کنند.
- ثبت دقیق هزینه های غیر عملیاتی به مدیریت کمک می کند تا هزینه های اضافی را شناسایی کند. با تنظیمات لازم، مدیریت می تواند هزینه های غیر ضروری را به طور موثر کاهش دهد.
هزینه های غیر عملیاتی در مقابل هزینه های عملیاتی
داشتن یک ایده منصفانه درباره تفاوت های اساسی بین هزینه های عملیاتی و غیر عملیاتی، ثبت دقیق آن ها را آسان می کند. هزینه های عملیاتی به عنوان هزینه هایی تعریف می شود که برای اجرای روان یک کار تجاری ضروری تلقی می شود. اگرچه چنین هزینه هایی بخشی از فرآیند اصلی تولید را تشکیل نمی دهند، اما در مورد فروش محصولات یا خدمات در بازار، بسیار حیاتی هستند.
از طرف دیگر، هزینه های غیر عملیاتی هزینه هایی هستند که از تعهدات مالی خاص یک شرکت ناشی می شود و بیشتر مربوط به عملیات اصلی آن نیست. اکنون، چنین هزینه هایی می تواند یک اتفاق منظم باشد یا به سمت یک امر غیرمعمول متمایل شود.
لازم به ذکر است که هر دو نوع هزینه برای ارزیابی مهارت یک شرکت مفید هستند و به عنوان یک شاخص قوی عمل می کنند. به طور معمول، هزینه های عملیاتی، قابل کنترل در نظر گرفته می شوند و به راحتی در صورت نیاز قابل تنظیم هستند. از سوی دیگر، کنترل هزینه های غیر عملیاتی بیشتر به دلیل وقوع نامنظم آن ها دشوار است و اغلب این امر به ارزیابی مدیریت نمی رسد.
همچنین، بین طبقه بندی دو هزینه در صورت های مالی تفاوت آشکاری وجود دارد. به عنوان مثال، هزینه های عملیاتی مستقیماً تحت عنوان COGS در صورت سود و زیان گزارش می شود. متناوبا، هزینه های غیر عملیاتی در پایان صورت سود و زیان گزارش می شود و از هزینه عملیاتی کسر می شود.
در آخر، باید اذعان کرد که برخی از هزینه های غیر عملیاتی ممکن است به عنوان هزینه های عملیاتی در برخی از شرکت ها تلقی شود. صاحبان مشاغل باید احتمال مشابه را دقیق بررسی کرده و هزینه ها را بر این اساس مدیریت کنند.
جمع بندی
درآمد غیر عملیاتی به بخشی از درآمد شرکت گفته می شود که به دلیل فعالیت های اصلی بنگاه اقتصادی مذکور، تکرارپذیر نمی باشد و در بازه های بلندمدت و به صورت مرتب قابل تحقق نیست. درآمد سرمایه گذاری، سود یا زیان حاصل از ارز، فروش دارایی ها، بازپرداخت دارایی ها، درآمد بهره و. را می توان به عنوان نمونه هایی از این نوع درآمد در نظر گرفت.
سود و زیان عملیاتی و غیر عملیاتی
وقتی صحبت از سود میشود منظور ما این است که مجموع درآمدهای یک کسب و کار از هزینههایی که متحمل شده بیشتر است. برعکس این مفهوم بیانگر زیان یک کسب و کار میباشد. در این مقاله قصد داریم به بررسی مفهوم سود و زیان عملیاتی بپردازیم.
سود عملیاتی(Operating Profit) چیست؟
سود عملیاتی یک شرکت برابر با مجموع درآمدهای شرکت (از فعالیتهای اصلی و عملیاتی مثل فروش)، منهای استهلاک و هزینههای عملیاتی مثل هزینههای فروش، عمومی و اداری و. طی یک دوره معین است. سود عملیاتی شامل هرگونه سود حاصل از فعالیتهای غیراصلی شرکت و همچنین مالیات و بهره نمیباشد. منظور از فعالیتهای اصلی شرکت این است که مثلا یک شرکت تولید کننده پوشاک، فعالیت اصلیاش فروش پوشاک است پس درآمد عملیاتی آن همان فروش محصولاتش محسوب میشود. درواقع درآمد عملیاتی در حال تکرار است و درآمد عملیاتی و درآمد غیر عملیاتی به احتمال زیاد همراه با گسترش شرکت رشد می کند. درحالیکه درآمد حاصل از فروش یکی از زمینهای این شرکت جزء درآمد عملیاتی آن نیست و جزء درآمدهای غیر عملیاتی شرکت محسوب میشود. این درآمدها در قالب اهداف اساسنامه شرکت نیستند. مانند درآمد حاصل از سود سهام، سرمایهگذاریها و غیره. سود عملیاتی را میتوانید به عنوان شاخص خوبی برای سلامت عملکرد شرکت یا کسب وکار در نظر بگیرید. چراکه هم میزان فروش یا درآمد عملیاتی شرکت و هم تمام هزینههای اصلی شرکت را در بر میگیرد.
گاهی اوقات سود عملیاتی راEBIT (Earnings before Interest and taxes) مینامند. که این در صورتی صدق میکند که شرکت درآمدهای غیرعملیاتی نداشته باشد.
در ضمن زمانیکه درآمدهای اصلی شرکت از هزینههای آن کمتر باشد به جای سود عملیاتی، شرکت دارای زیان عملیاتی میباشد.
فرمول و نحوه محاسبه سود عملیاتی
استهلاک - هزینههای عملیاتی - بهای تمام شده کالای فروش رفته - درآمد عملیاتی(فروش) = سود عملیاتی
در واقع خلاصه فرمول فوق را میتوان بصورت زیر نوشت:
استهلاک - هزینههای عملیاتی - سود ناخالص = سود عملیاتی
نمونههایی از سود عملیاتی
برای مشاهده سود عملیاتی باید به صورت سود و زیان شرکت مراجعه کنید. که از طریق سایت کدال میتوانید به تمامی صورتهای مالی شرکت مدنظر خود دسترسی پیدا کنید. به قسمتی از صورت سود وزیان شرکت پالایش نفت بندعباس (شبندر) توجه کنید. در این صورت سود و زیان مطابق فرمول گفته شده درآمد عملیاتی و درآمد غیر عملیاتی سود عملیاتی شرکت محاسبه گردیده است.
سود غیرعملیاتی چیست؟
همانطور که پیش ازین نیز گفتیم سود غیر عملیاتی حاصل فعالیتهایی که است که مربوط به فعالیتهای اصلی شرکت نمیباشد. مانند سود حاصل از فروش داراییهای غیرمنقول، سود حاصل از سرمایهگذاریها و سهام، سود حاصل از اوراق مشارکت یا سپرده بانکی میباشد که ممکن است بخشی یا کلی از آن به صورت مستمر اتفاق نیافتد و تنها در یک زمان محقق شود. جهت محاسبه سود غیرعملیاتی این داراییها فقط کافی است بهای تمامشده آنها را از درآمد حاصل از فروششان کم کنید تا سود غیرعملیاتی را بدست آورید.
نحوه محاسبه سود غیر عملیاتی
برای پی بردن به نحوه محاسبه سود غیرعملیاتی به مثال زیر توجه کنید:
اگر یک شرکت تولیدی در سال 1398 یک زمین به ارزش 2 میلیارد تومان خریداری کرده باشد و در سال 1399 آن را با قیمت 3 میلیارد تومان بفروشد. این 1 میلیارد سود غیرعملیاتی محسوب میشود.
تفاوت بین سود عملیاتی و سود غیر عملیاتی
همانطور که پیش از این گفتیم سود عملیاتی حاصل کسر هزینههای عملیاتی از درآمدهای عملیاتی است. درحالیکه برای سود غیر عملیاتی این چنین نیست و سود غیر عملیاتی سودی است که شرکت از فعالیتهای اصلی خود کسب نمیکند و حاصل فعالیتهای غیرعملیاتی شرکت میباشد. درواقع سود عملیاتی همیشگی و مستمر است اما سود غیرعملیاتی همیشگی و مستمر نیست.
مراحل تهیه سود و زیان عملیاتی و غیر عملیاتی
برای بدست آوردن سود درآمد عملیاتی و درآمد غیر عملیاتی وزیان عملیاتی و غیر عملیاتی دو روش وجود دارد.
- تک مرحله ای: در این روش ابتدا کلیه درآمدها یکجا آورده و کلیه هزینهها را نیز از آن کم میکنیم که حاصل همان سود قبل از بهره و مالیات(EBIT) میباشد. که با کسر مالیات و بهره به سود یا زیان بعد از کسر مالیات یا همان سود یا زیان خالص خواهیم رسید.
- دو مرحلهای: در این روش ابتدا درآمدهای عملیاتی آورده شده در ادامه هزینههای عملیاتی از آن کسر میشود که به سود یا زیان عملیاتی میرسیم در مرحله بعد هزینههای غیرعملیاتی از درآمدهای غیر عملیاتی کسر میشود. درنهایت به سود و زیان قبل از کسر مالیات میرسیم که با کسر مالیات و بهره سود و زیان ویژه(خالص) خواهیم رسید. که جزء مهمترین بخشهای صورت حساب سود و زیان محسوب میشود چراکه نتیجه فعالیت یک واحد تجاری را نشان میدهد که آیا واحد تجاری در طول دوره مالی فعالیتش سودآور بودهاست یا خیر.
جمعبندی
برای سرمایهگذاری در سهام شرکتها بهتر است قبل از هرچیز به بررسی صورتهای مالی آنها بپردازید. باتوجه به موارد گفتهشده میتوانید با بررسی صورت سود و زیان شرکتها به میزان سود عملیاتی آنها پی ببرید و در تحلیلهای خود از آن استفاده کنید. گاهی اوقات ممکن است شرکتی سود عملیاتی مثبتی داشته باشد اما با توجه به داشتن بدهیهای زیاد شرکت، همزمان دچار زیان خالص نیز باشد. که باید به این موارد توجه کافی داشته باشید. همچنین توجه داشته باشید که در محاسبه EPS شرکت، سود عملیاتی وزن بیشتری دارد. چراکه سود عملیاتی تکرارشونده و مستمر است درحالیکه سود غیر عملیاتی اینطور نیست و ممکن است در دوره بعدی برای شرکت محاسبه نگردد. جهت یادگیری مطالب بیشتر، میتوانید سایر مقالات سایت اقتصاد بیدار را مطالعه نمایید.
سود عملیاتی و غیر عملیاتی در حسابداری
سود عملیاتی و سود غیرعملیاتی مفاهیمی هستند که سهامداران برای تصمیمگیری درست در حوزه سرمایهگذاری بایستی پیرامون آنها بهطور دقیق اطلاعاتی داشته باشند. سود عملیاتی بهعنوان یک شاخص بسیار دقیق در مورد سودآفرینی بالقوه یک کسبوکار عمل میکند چراکه تمام فاکتورهای اضافه را از محاسبات حذف خواهد کرد. سود غیرعملیاتی برخلاف سود عملیاتی ناشی از فعالیتهای غیرمرتبط با موضوع اصلی شرکت می باشد. در این مقاله به هر دو خواهیم پرداخت و به سوالات کاربردی در این زمینه پاسخهای روشنی خواهیم داد. با ما تا انتهای این مقاله همراه باشید.
فهرست مطالب
سود عملیاتی چیست ؟
سود عملیاتی نشاندهنده باقیمانده سود پس از محاسبه تمام هزینههای عملیاتی مربوط به واحد تجاری می باشد. علاوه بر بهای تمامشده کالای فروش رفته، هزینههای اداری، عمومی و هزینههایی نظیر اجاره و بیمه، حملونقل و کرایه در محاسبه سود عملیاتی در نظر گرفته میشوند. در حقیقت تمامی هزینههایی که برای حفظ فعالیت واحد تجاری ضروری هستند، باید در محاسبه این شاخص در نظر گرفته شوند.
سود عملیاتی مثل سود ناخالص در بردارنده بهرههای پرداختی بابت درآمد ناشی از سرمایهگذاریها، مالیات و بدهیها نخواهد شد. این شاخص قابلیت سوددهی عملیاتی یک واحد تجاری را مشخص مینماید. خوب است به این نکته توجه داشته باشید همه درآمدهایی که شرکتها از طریق انجام عملیات اصلی خود کسب میکنند، درآمدهای عملیاتی شرکت به حساب خواهد آمد. در نظر داشته باشید همه هزینههایی که در فرایند این درآمدهای عملیاتی به وجود می آیند، جزء هزینههای عملیاتی شرکت خواهند بود.
بعنوان مثال، درآمد بدست آمده از محل فروش اتومبیل برای یک کارخانه اتومبیل سازی، یک درآمد عملیاتی محسوب می شود اما درآمد حاصل از فروش یک ساختمان متعلق به همان کارخانه، درآمد عملیاتی به حساب نمی آید.
در نظر داشته باشید که سود عملیاتی بهعنوان یک شاخص بسیار دقیق در مورد سودآفرینی بالقوه یک کسبوکار عمل خواهد کرد زیرا تمام فاکتورهای اضافه را از محاسبات حذف مینماید. تمام هزینههایی که برای مدیریت و اجرای شرکت یا کسبوکار مذکور ضروری محسوب می شوند در این محاسبات لحاظ خواهند شد، به همین دلیل سود عملیاتی استهلاک مربوط به دارایی را در نظر میگیرد. بنابراین، سود عملیاتی با درآمد خالص تفاوت دارد و بهعلت استثنائاتی که در سود عملیاتی شرکت در نظر گرفته نمیشوند ممکن است سال به سال تغییر نماید. اگر شرکتی درآمد غیرعملیاتی نداشته باشد، آنگاه سود عملیاتی آن برابر با درآمد پیش از بهره و مالیات است.
فرمول محاسبه سود عملیاتی
برای بدست آوردن این شاخص میتوان از فرمول زیر استفاده کرد :
استهلاک – هزینههای عملیاتی – بهای تمام شده کالای فروش رفته – درآمد عملیاتی(فروش) = سود عملیاتی
اگر بخواهیم به شکل خلاصه تری هم فرمول بالا را ارائه کنیم میتوان به شکل زیر این فرمول را بیان کرد :
استهلاک – هزینههای عملیاتی – سود ناخالص = سود عملیاتی
درآمد عملیاتی چیست؟
درآمد عملیاتی شامل کلیه درآمدهای حاصل از فعالیت های اصلی کسب و کار میشود. به عنوان مثال یک شرکت ساختمانی را تصور کنید که مالک چندین قطعه ماشین آلات سنگین می باشد. اگر یک سال شرکت ساختمانی، دو خانه ساخته و سه قطعه ماشین آلاتی که در عملیات خود استفاده کرده را با سود بفروشد، تنها درآمد حاصل از دو خانه ساخته شده سودعملیاتی حساب خواهد شد.
کدام موارد در محاسبه سود عملیاتی حذف می شوند ؟
درآمد حاصل از فروش داراییها، خارج از مواردی که بهطور خاص در راستای اهداف اصلی کسبوکار فروخته میشوند، در سود عملیاتی لحاظ نمیشوند. علاوه بر این، سودی که از طریق مکانیسمهایی مانند حسابهای جاری یا بازار پول حاصل می شود نیز در سود عملیاتی لحاظ نمیگردد.
با اینکه حذف هزینههای تولید از کل درآمد عملیاتی، درکنار هر هزینهای مرتبط با استهلاک، به هنگام تعیین سود عملیاتی مجاز به شمار می رود، این محاسبات تعهدات و بدهیهایی که باید پرداخت شوند را در نظر نمیگیرند. حتی اگر این تعهدات و بدهیها بهطور مستقیم به توان شرکت جهت حفظ عملیات عادی کسبوکار مرتبط باشند.
همانطور که اشاره شد درآمد عملیاتی شامل درآمد سرمایهگذاری حاصل از سهام جزئی در یک شرکت دیگر نمیشود، حتی اگر درآمد سرمایهگذاری مذکور بهطور مستقیم به عملیات اصلی کسبوکار شرکت ثانویه مربوط باشد. علاوه بر این، فروش داراییهایی مانند املاک و مستغلات و تجهیزات تولیدی نیز در نظر گرفته نمیشود، زیرا این فروشها درواقع بخشی از عملیات اصلی شرکت نیستند.
استفاده از سود عملیاتی چه مزایا و معایبی دارد؟
این امکان وجود دارد که شرکتها سود عملیاتی خود را بهجای سود خالص ارائه نمایند؛ درحالیکه، سود خالص یک شرکت کسر سود و مالیات را نیز در نظر گرفته است. در مواردی که شرکت بدهی بسیار بالایی داشته باشد، سود عملیاتی وضعیت مالی شرکت را مثبتتر از سود خالص آن نشان میدهد. سود عملیاتی مثبت ممکن است بیانگر سود بالقوه کلی شرکت باشد، اما در واقع سودآوری را تضمین نخواهد کرد. شرکتی که بدهی فراوانی داشته باشد ممکن است سود عملیاتی مثبتی نشان دهد، درحالیکه بهطور همزمان دچار زیان خالص نیز هست. علاوه بر این، هزینههای لحاظ نشده ممکن است بزرگ باشند، تا حدی که سود عملیاتی شرکتی که سود خالص منفی دارد را مثبت گزارش کنند.
حاشیه سود عملیاتی چیست ؟
حاشیه سود عملیاتی، این نسبت از تقسیم سود عملیاتی به فروش حاصل میگردد. اقلام غیر عملیاتی همچون درآمد و هزینه بهره، سود و زیان واگذاری داراییها در محاسبه سود عملیاتی منظور نمیگردد. این نسبت معیار قویتری برای ارزیابی سودآوری و فروش است.
با در نظر گرفتن سود شرکت پیش از کسر مالیات، حاشیه سود عملیاتی، منعکسکننده موفقیت مدیریت شرکت در ایجاد سود از عملیات جاری شرکت محسوب میشود. این نسبت نشاندهنده این حقیقت است که به ازای هر واحد پولی، از فروش، چه میزان سود عملیاتی (سود پس از کسر هزینههای عملیاتی) عاید شرکت گردیده است. نسبتهای بالای حاشیه سود عملیاتی نشاندهنده توفیق مدیریت در کنترل هزینههای شرکت یا پیشی گرفتن رشد فروش شرکت به رشد هزینههای آن است.
حاشیه سود عملیاتی در عین حال امکان مقایسه سوددهی شرکتهایی که معمولاً هزینههای عملیاتی و بهای تمام شده کالای فروش رفته را افشا نمیکند، برای سهامداران فراهم کند. این نسبت معمولاً قابل اتکاءتر بهشمار میآید. زیرا کمتر مورد دستکاری توسط حقههای حسابداری قرار میگیرد. بهطور طبیعی به علت اینکه این نسبت شامل تمام هزینهها از جمله هزینههای فروش و هزینههای عملیاتی است، مقدار آن از حاشیه سود ناویژه کمتر می شود.
آیا درآمد حاصل از عملیات همان درآمد عملیاتی است؟
درآمد حاصل از عملکرد و درآمد عملیاتی یکسان است، اگرچه استفاده از آن ها ممکن است تفاوتهایی داشته باشد. درآمد حاصل از عملیات بیان کلی توصیف درآمدی است که شرکت از فعالیت های اصلی کسب و کار بدست خواهد آورد منهای هزینه های تولید شده برای درآمد. در درآمد عملیاتی و درآمد غیر عملیاتی واقع، درآمد عملیاتی معمولاً برای نشان دادن این سطح سود در صورت سود و زیان رسمی یک شرکت استفاده میگردد.
سود غیر عملیاتی چیست و چگونه محاسبه می شود ؟
سود غیر عملیاتی حاصل فعالیتهایی خواهد بود که مربوط به فعالیتهای اصلی شرکت نیستند. مانند سودی که از فروش داراییهای غیرمنقول بدست می آید. سود حاصل از سرمایهگذاریها و سهام، سود حاصل از اوراق مشارکت یا سپرده بانکی هم جزو سود غیر عملیاتی میباشد و ممکن است بخشی یا کلی از آن به صورت مستمر بدست نیاید و تنها در یک زمان محقق گردد؛ بنابراین سود غیرعملیاتی برخلاف سود عملیاتی ناشی از فعالیتهای غیرمرتبط با موضوع اصلی شرکت خواهد بود.
برای محاسبه سود غیر عملیاتی و غیر مستمر که ناشی از فروش داراییهای غیرمنقول هم هست باید درآمد حاصل از فروش دارایی ذکر شده را از بهای تمام شده تاریخی آن کم کرده تا سود غیرعملیاتی آن محاسبه گردد.
بعنوان مثال فرض کنید شرکتی محصولات متنوع دارد و آنها را به فروش می رساند و که سود حاصل از فروش آن محصولات طبیعتا سود عملیاتی محسوب خواهد شد. اما اگر این شرکت در بازار سرمایه هم سرمایه گذاری کرده باشد و از اآن طریق هم سودی محقق سازد، سود غیر عملیاتی خواهد بود.
فرمول محاسبه سود غیر عملیاتی
برای محاسبه سود غیرعملیاتی داراییها کافی است بهای تمامشده آنها را از درآمد حاصل از فروششان کسر کنیم تا سود غیرعملیاتی به راحتی محاسبه گردد. بعنوان مثال فرض کنید چنانچه یک شرکت تولیدی در سال 1401 یک زمین به ارزش 20 میلیارد تومان خریداری کرده باشد و در سال 1402 آن را با قیمت 25 میلیارد تومان بفروش برساند. این 5 میلیارد سود غیرعملیاتی محسوب میگردد.
روشهای تهیه سود و زیان عملیاتی و غیر عملیاتی چگونه است ؟
برای بدست آوردن سود و زیان عملیاتی و غیر عملیاتی دو روش وجود دارد.
- تک مرحله ای: در این روش ابتدا کلیه درآمدها یکجا آورده میشود و کلیه هزینهها را نیز از آن کم میکنیم که حاصل همان سود قبل از بهره و مالیات(EBIT) است که با کسر مالیات و بهره به سود یا زیان بعد از کسر مالیات یا همان سود یا زیان خالص خواهیم رسید.
- دو مرحلهای: در این روش ابتدا درآمدهای عملیاتی آورده شده در ادامه هزینههای عملیاتی از آن کسر میشود که به سود یا زیان عملیاتی میرسیم در مرحله بعد هزینههای غیرعملیاتی از درآمدهای غیر عملیاتی کسر میشود. درنهایت به سود و زیان قبل از کسر مالیات میرسیم که با کسر مالیات و بهره سود و زیان ویژه(خالص) خواهیم رسید. که جزء مهمترین بخشهای صورت حساب سود و زیان محسوب میشود چراکه نتیجه فعالیت یک واحد تجاری را نشان میدهد که آیا واحد تجاری در طول دوره مالی فعالیتش سودآور بوده است یا خیر.
حالا دیگر تفاوت سود عملیاتی درآمد عملیاتی و درآمد غیر عملیاتی و سود غیر عملیاتی را میدانید
در این مقاله به وضوح توضیح دادیم که سود عملیاتی حاصل کسر هزینههای عملیاتی از درآمدهای عملیاتی است. درحالیکه برای سود غیر عملیاتی این چنین نیست و سود غیر عملیاتی سودی است که شرکت از فعالیتهای اصلی خود کسب نکرده و حاصل فعالیتهای غیرعملیاتی شرکت است. درواقع سود عملیاتی همیشگی و مستمر است اما سود غیرعملیاتی همیشگی و مستمر نخواهد بود
در این مقاله درباره نحوه و فرمول محاسبه سود عملیاتی و غیر عملیاتی صحبت کردیم و اشاره شد که هر کدام از آنها طی چه مراحلی حساب می شوند. در این مطلب تلاش کردیم درباره اکثر اصطلاحات مرتبط با سود عملیاتی با شما صحبت کنیم. گروه نرم افزار حسابداری محک بهترین ها را برای شما آرزومند است.
سود و زیان عملیاتی و غیر عملیاتی سهام بورس چیست؟
هدف هر بنگاه اقتصادی کسب سود است. برای تعیین سود باید درآمدها و هزینههای شرکت شناسایی شوند. درآمدها میتوانند به صورت فروش نقد یا نسیه به دست آیند. هزینهها، جریانهای نقدی خروجی برای تولید درآمدها هستند. هزینهها نیز میتوانند نقد یا نسیه باشند. سود از تفاضل بین درآمدها و هزینهها به دست میآید. درصورتی که حجم هزینهها بیشتر از درآمدها باشد، شرکت زیان خواهد کرد. در این مقاله هدف تفکیک سود و زیان شرکتها به دو بخش عملیاتی و غیرعملیاتی است، اما پیش از آن لازم است، اجزای صورت سود و زیان به طور مجزا معرفی گردد و نتیجه فعالیت یک شرکت را در قالب میزان درآمد، هزینه و سود یا زیان در یک دوره مشخص زمانی نمایش میدهد. اقلام این صورت مالی به شرح زیر میباشند:
بسته به ماهیت فعالیت شرکت، صورت سود و زیان میتواند اقلام متفاوتی داشته باشد. صورت سود و زیان نمای شرکت را از دید روش کسب درآمد و چگونگی صرف هزینهها نشان میدهد. در ادامه تکتک اقلام آن بررسی میشوند.
درآمد
به صورت کلی درآمد عبارت است از افزایش در حقوق صاحبان سهام به جز مواردی که به آورده آنان مربوط میشود. درواقع فروش یا درآمد، ارزش کالاها و خدمات فروش رفته شرکت را نشان میدهد. انواع درآمدها به دو گروه طبقهبندی میشوند:
درآمدهایی هستند که درنتیجه فعالیت شرکت در راستای اساسنامه (موضوع فعالیت هر شرکت، هنگام تأسیس به وضوح در اساسنامه شرکت قیدشده است و یا در تصمیمات مجامع تغییر میکند). و باهدف نیل به منظور خاصی که برای آن به وجود آمده است، به دست میآیند. این دسته از درآمدها با توجه به اصل تداوم فعالیت شرکت، میتوانند جنبه دائمی و پایدار داشته باشند. استمرار رشد این گروه از درآمدها میتواند نقطه قوت شرکت باشد. درواقع، کلیه درآمدهایی که شرکتها از طریق انجام “عملیات اصلی” خود کسب نمایند، درآمدهای عملیاتی شرکت میباشند.
گروهی از درآمدهای شرکت که در قالب اهداف اساسنامه شرکت نیستند درآمدهای غیرعملیاتی نام دارند. مهمترین ویژگی این درآمدها آن است که عموماً تکرارپذیر نیستند. ناپایداراند و سود حاصل از آنها قابل برنامهریزی نیست. لازم به ذکر است که از دیدگاه حسابداری و نیز تحلیلی تفکیک این دو نوع درآمد (عملیاتی و غیرعملیاتی) بسیار اهمیت دارد که در انتها چرائی آن بررسی میگردد.
هزینهها
مفهوم کلی هزینهها عبارت است از کاهش در حقوق صاحبان سهام به جز مواردی که به ستانده آنان مربوط میشود. انواع هزینهها به شرح زیر است:
بهای تمامشده کالا
این گروه از هزینهها، هزینههایی هستند که شرکت برای تولید محصولات خودمصرف میکند. این هزینهها بهصورت مستقیم منتج به تولید گردیده و یا زمینههای لازم برای تولید را فراهم میکند. عناصر تشکیلدهنده بهای تمامشده کالا به شرح زیر میباشند:
- مواد اولیه مستقیم: مواد اولیه مستقیم بخش اصلی تولید محصول را تشکیل میدهند.
- دستمزد مستقیم تولیدی: حقوق و دستمزد پرداختی به پرسنل واحد تولید است که نتیجه عملکردشان مستقیماً منتج به تولید محصول میشود.
- سربار: سایر هزینههای تولیدی به غیر از مواد اولیه مستقیم و دستمزد را هزینههای سربار میگویند. به عنوان مثال هزینه تعمیرات و نگهداری ماشینآلات تولیدی. این گروه از هزینهها برای ادامه تولید موردنیاز هستند اما نمیتوان آنها را جز به جز به محصول خاصی تخصیص داد.
خالص سایر درآمدها و هزینههای عملیاتی
از آنجا که شرکت میتواند از فعالیتهای مختلف عملیاتی کسب درآمد نماید یا متحمل هزینه شود، منابع و هزینههای مربوط به سایر فعالیتهای عملیاتیِ متفاوت از مبالغ گزارششده در سرفصل فروش و بهای تمامشده، در این سرفصل به صورت جداگانه گزارش میشوند. “سایر هزینههای عملیاتی” در بردارنده هزینههای فروش، بازاریابی، هزینههای مالی و اداری شرکت هستند که ارتباط مستقیم با تولید شرکت ندارند اما امکان حذف آنها از سازمان هم وجود ندارد و از الزامات بقای سازمان هستند. خالص سایر درآمدها و هزینههای عملیاتی، ماحصل تفاوت سایر هزینههای عملیاتی از سایر درآمدهای عملیاتی است. «خالص سایر درآمدها و هزینههای غیرعملیاتی: شرکت میتواند از فعالیتهای غیرعملیاتی نیز کسب درآمد نماید یا متحمل هزینه شود. اینگونه مبالغ در این سرفصل نشان داده میشوند». به کلیه هزینههایی که در قالب هزینه بهای تمامشده کالا و هزینههای اداری، مالی، توزیع و فروش قرار نگیرد هزینههای غیرعملیاتی میگویند. این دسته از هزینهها دائمی نیستند و با نوع عملکرد شرکت مرتبط نیستند. خالص سایر درآمدها و هزینههای غیرعملیاتی، ماحصل تفاوت سایر هزینههای غیرعملیاتی از سایر درآمدهای غیرعملیاتی است.
هزینههای مالی
این گروه از هزینهها شامل هزینههای دریافت وام و تأمین مالی شرکت است. این هزینهها به دلیل اهمیت خاصی که دارند در طبقهبندی مستقلی آورده میشوند. بخش بزرگی از آنها شامل هزینه بهره و سایر هزینههای مرتبط با تحصیل وام است.
مالیات بر درآمد
عمده شرکتها طبق قانون باید بخشی از سود خود را به عنوان مالیات به دولت بپردازند. نرخ مالیات بسته به ماهیت کسب و کار، نوع فعالیت، چرخه عمر، نوع محصولات، رویه های حسابداری شرکتها و … متغیر خواهد بود. در ایران نرخ رایج مالیات برای شرکتهای غیر بورسی ۲۵% و برای شرکتهای بورسی ۲۲٫۵% است.
در این طبقهبندی، سعی شده است، اقلام صورت سود و زیان به تفکیک عملیاتی و غیرعملیاتی آورده شود، دلیل تفکیک فعالیتهای غیرعملیاتی از عملیاتی، شناسایی عملکرد واقعی شرکت است. در ادامه به توضیحات بیشتری از تفاوت این دو بخش میپردازیم:
همانطور که دیدیم، فعالیتهای عملیاتی و غیرعملیاتی معمولاً به شکل جداگانه در صورت سود و زیان گزارش میشوند. همه درآمدهایی که شرکتها از طریق انجام عملیات اصلی خود کسب میکنند، درآمدهای عملیاتی شرکت محسوب میشود. همچنین همه هزینههایی که در فرایند این درآمدهای عملیاتی ایجاد شوند، جزء هزینههای عملیاتی شرکت هستند. سود یا زیان، تفاوت درآمدها و هزینههاست، لذا سود و زیان عملیاتی با در نظر گرفتن درآمد و هزینه بخش عملیاتی یک شرکت و سود یا زیان غیرعملیاتی با در نظر گرفتن درآمد و هزینه بخش غیرعملیاتی یک شرکت تعریف میگردد. سود غیرعملیاتی ناشی از فعالیتهای “غیرمرتبط با موضوع اصلی” شرکت است. معمولاً سود غیرعملیاتی مربوط به سود حاصل از فروش داراییهای غیرمنقول، سود حاصل از سرمایهگذاریها و سهام، سود حاصل از اوراق مشارکت و… میباشد که ممکن است بخشی از آن غیرمستمر باشد. برای مثال یک شرکت غیرمالی میتواند سود سهام یا سود حاصل از سرمایهگذاری در دیگر شرکتها را به عنوان درآمد عملیاتی و درآمد غیر عملیاتی درآمد عملیاتی و درآمد غیر عملیاتی درآمد غیرعملیاتی شناسایی نماید.
درآمد حاصل از سرمایهگذاری و هرگونه عایدی و زیان حاصل از فروش این اوراق بهادار میتواند جزئی از روند عادی کسب و کار چنین شرکتهایی باشند. حال اگر همین مثال در شرکتی که فعالیت اصلی آن مالی است بررسی گردد، درآمد حاصل از سرمایهگذاری و درآمدهای مالی جزء فعالیتهای عملیاتی آن محسوب میشوند. لذا آنچه اهمیت پیدا میکند آن است که نمیتوان تعریف ثابتی برای عملیاتی یا غیرعملیاتی بودن یکقلم درآمدی یا هزینهای ارائه داد و این موضوع بسته به فعالیت هر شرکت تعریف میگردد.سود عملیاتی نشاندهنده باقیمانده سود بعد از محاسبه تمام هزینههای عملیاتی مربوط به واحد تجاری است. علاوه بر بهای تمامشده کالای فروش رفته، هزینههای اداری، عمومی و هزینههایی نظیر اجاره و بیمه، حمل و نقل و کرایه در محاسبه سود عملیاتی در نظر گرفته میشوند. در حقیقت تمام هزینههایی که برای حفظ فعالیت واحد تجاری “ضروری” هستند، باید در محاسبه سود عملیاتی در نظر گرفته شوند. درواقع سود عملیاتی “قابلیت سوددهی از بخش عملیاتی” یک واحد تجاری را مشخص میکند.
آنچه در تحلیل یک شرکت باید موردتوجه قرار بگیرد، آن است که سودهای عملیاتی معمولاً قابلیت اتکا و پایداری بیشتری نسبت به سودهای غیرعملیاتی دارند، لذا آنچه در یک شرکت اهمیت دارد آن است که از محل “عملیات اصلی” خود سودآور باشد، بررسی صورتهای مالی شرکتها نشان میدهد، در برخی موارد، شرکت از محل عملیات اصلی خود زیان زننده بوده و به مدد درآمدهای غیرعملیاتی همچون درآمد سرمایهگذاریها (با فرض غیرمالی بودن شرکت مدنظر) درنهایت توانسته سود خالص ایجاد کند. در بحث نسبتهای مالی سه نوع اصلی حاشیه سود ناخالص (مارجین ناخالص)، حاشیه سود عملیاتی (مارجین عملیاتی) و حاشیه سود خالص (مارجین خالص) بررسی میگردد. در مثال مذکور، حاشیه سود عملیاتی منفی بوده و حال آنکه به واسطه درآمد عملیاتی و درآمد غیر عملیاتی اضافه شدن درآمدهای سرمایهگذاری و جبران زیان در بخش غیرعملیاتی شرکت، حاشیه سود خالص مثبت است. درواقع آنچه اهمیت دارد این است که در بررسی یک شرکت تنها به سودآوری مقطع فعلی بسنده نشود و چگونگی ایجاد سود و محلهای آن به دقت آنالیز شود (تمام روندی که از مرحله فروش در صورت سود و زیان شروعشده تا رسیدن به سود خالص بررسی گردد). بدین ترتیب میتوان متوجه شد، سودآوری شرکت چقدر از درآمد عملیاتی و درآمد غیر عملیاتی محل فعالیتهای عملیاتی و چقدر از محل فعالیتهای غیرعملیاتی بوده و مهمتر از همه، چقدر در سالیان آتی “قابلیت تکرارپذیری” دارد. وجود منابع دیگر درآمدی که در این مقاله با درآمدهای غیرعملیاتی از آنها اسم بردیم نه تنها برای شرکت بد نیست، بلکه به شرط سرمایهگذاری صحیح و ایجاد جریانات نقدی ورودی مثبت، مفید نیز هست، در مثال عنوانشده شرکت از محل عملیات اصلی خود زیان زننده بود، هر شرکتی در طول عمر درآمد عملیاتی و درآمد غیر عملیاتی خود ممکن است به دلیل تغییرات برخی فاکتورها همچون نرخ فروش، تحریم، بهای تمامشده و… در مقاطعی با این شرایط روبرو شود، اما اگر زیانده بودن بخش عملیاتی شرکت در چندین سال مدام تکرار شود و سودآوری خالص نهائی شرکت بر پایه درآمدهای غیرعملیاتی بچرخد، شرکت در طولانیمدت دچار مشکل میگردد، به بیانی ساده، شرکت از فعالیت اصلی خود که به واسطه آن تأسیسشده است، توانایی “خلق ارزش” برای سهامداران خود را نخواهد داشت.
دیدگاه شما